چرا
ادات
- چرا
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هنوز
- گرچه
- باز هم
- در هر صورت
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به هر حال
دستور زبانِ doch
قید
- تلفظ
- [dɔx]
ادات
- تلفظ
- [dɔx]
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Mut hast du, wenigstens glaubst du ihn zu haben. Versuchs doch!
شهامت داشته باش، حداقل باور به داشتنش داشته باش. تلاش کن!
Durch den Tod verliert man seine Existenz, doch nicht immer die Präsenz.
آدم از طریق مرگ وجودش را از دست میدهد اما نه همیشه حضورش را.
Der Pfarrer liebt seine Herde, doch die Schafe mehr als die Widder.
کشیش گلهاش را دوست دارد، اما میشها را بیش از بزها.
Die Löwen miauen doch nicht, sie brüllen.
شیرها میاو نمیکنند، آنها غرش میکنند.
Ihr Mathematiker seid doch ein Trupp Perverser!
شما ریاضیدانان یک جماعت منحرف هستید.
Es gibt Dinge im Leben, die kannst du nicht ändern sondern nur hinnehmen, doch wie du sie hinnimmst, das kannst du sehr wohl ändern
در زندگی چیزهایی وچود دارند، که نمیتوانی آنها را تغییر دهی بلکه فقط باید بپذیری، با این حال وقتی آنها را میپذیری، میتوانی تمام آن را تغییر دهی.
Kurz ist der Wahn, doch lang die Reue.
خیال کوتاه است، اما پشیمانی طولانی است.
Es hört doch jeder nur, was er versteht.
هرکس فقط آنچه میفهمد را میشنود.
Zwar hat der Mensch zwei Beine, doch kann er nur einen Weg gehen.
با اینکه انسان دو پا دارد، فقط یک راه را میتواند طی کند.
Lehrer öffnen dir das Tor. Doch über die Schwelle treten musst du selber.
معلم در را برایت باز میکند. اما خودت باید از آستانهٔ در عبور کنی.