فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقسیم کردن

تأییدنشده

taqsim kardan

dividieren فعل

فعل

  • تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ dividieren

فعل

تلفظ
[diviˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dividiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dividierenمعلوم، مصدر، حال
  • dividierendمعلوم، participle، حال
  • dividiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dividierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dividiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dividiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dividiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dividiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dividierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dividierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dividiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dividiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dividierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dividierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dividiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dividieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dividierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dividierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dividierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dividierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dividiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dividiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dividierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dividierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dividiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dividiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dividiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dividiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dividiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dividiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها