فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آبروی کسی را بردن

تأییدنشده

diskreditieren فعل

فعل

  • آبروی کسی را بردنآبرویِ کِسی را بُردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را بی اعتبار کردنکِسی را بی اِعتِبار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ diskreditieren

فعل

تلفظ
[dɪskʁediˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • diskreditiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • diskreditierenمعلوم، مصدر، حال
  • diskreditierendمعلوم، participle، حال
  • diskreditiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • diskreditierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diskreditiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diskreditiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • diskreditiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • diskreditiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • diskreditierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diskreditierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • diskreditiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • diskreditiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • diskreditierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • diskreditierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • diskreditiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • diskreditieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • diskreditierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • diskreditierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • diskreditierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • diskreditierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • diskreditiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • diskreditiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • diskreditierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • diskreditierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • diskreditiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • diskreditiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • diskreditiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • diskreditiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • diskreditiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • diskreditiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها