رفتن به محتوابه بیرون ریختن
تأییدنشده
diffundieren فعل
فعل
- به بیرون ریختنبه بیرون ریختَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نفوذ کردننفوذ کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ diffundieren
فعل
- تلفظ
- [dɪfʊnˈdiːʁən]
همهٔ صورتها
- diffundiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- diffundierendمعلوم، participle، حال
- diffundiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- diffundierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- diffundiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- diffundiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- diffundiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- diffundiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- diffundierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- diffundierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- diffundiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- diffundiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- diffundiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- diffundieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- diffundierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- diffundierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- diffundiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- diffundiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- diffundierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- diffundierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- diffundiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- diffundiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- diffundiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- diffundiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- diffundiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- diffundiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها