جدا کردن
تأییدنشده
jodâ kardan[dʒoˈd̪ɒː kʲæɾˈd̪æn]
differenzieren فعل
فعل
- جدا کردنjodâ kardanجُدا کَردَن[dʒoˈd̪ɒː kʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فرق قائل شدنفَرق قائِل شُدَنتأییدنشده
- مشتق گرفتنمُشتَق گِرِفتَنتأییدنشده
- فرق گذاشتن(to distinguish or differentiate)تأییدنشده
دستور زبانِ differenzieren
فعل
- تلفظ
- [ˌdɪfəʁɛnˈt͡siːʁən]
همهٔ صورتها
- differenziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- differenzierendمعلوم، participle، حال
- differenziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- differenzierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- differenziereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- differenziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- differenziereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- differenziereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- differenzierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- differenzierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- differenziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- differenziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- differenziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- differenzieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- differenzierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- differenzierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- differenziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- differenziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- differenzierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- differenzierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- differenziertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- differenziertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- differenziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- differenziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- differenziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- differenziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها