فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جدا کردن

تأییدنشده

jodâ kardan[dʒoˈd̪ɒː kʲæɾˈd̪æn]

differenzieren فعل

فعل

  • جدا کردنjodâ kardanجُدا کَردَن[dʒoˈd̪ɒː kʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرق قائل شدنفَرق قائِل شُدَنتأییدنشده
  • مشتق گرفتنمُشتَق گِرِفتَنتأییدنشده
  • فرق گذاشتن(to distinguish or differentiate)تأییدنشده

دستور زبانِ differenzieren

فعل

تلفظ
[ˌdɪfəʁɛnˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • differenziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • differenzierendمعلوم، participle، حال
  • differenziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • differenzierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • differenziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • differenziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • differenziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • differenziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • differenzierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • differenzierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • differenziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • differenziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • differenziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • differenzieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • differenzierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • differenzierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • differenziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • differenziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • differenzierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • differenzierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • differenziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • differenziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • differenziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • differenziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • differenziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • differenziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها