فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را بدنام کردن

تأییدنشده

diffamieren فعل

فعل

  • کسی را بدنام کردنکِسی را بَدنام کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ diffamieren

فعل

تلفظ
[dɪfaˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • diffamiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • diffamierenمعلوم، مصدر، حال
  • diffamierendمعلوم، participle، حال
  • diffamiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • diffamierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diffamiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diffamiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • diffamiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • diffamiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • diffamierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • diffamierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • diffamiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • diffamiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • diffamierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • diffamierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • diffamiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • diffamieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • diffamierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • diffamierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • diffamierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • diffamierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • diffamiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • diffamiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • diffamierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • diffamierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • diffamiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • diffamiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • diffamiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • diffamiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • diffamiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • diffamiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها