رفتن به محتواکسی را بدنام کردن
تأییدنشده
diffamieren فعل
فعل
- کسی را بدنام کردنکِسی را بَدنام کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ diffamieren
فعل
- تلفظ
- [dɪfaˈmiːʁən]
همهٔ صورتها
- diffamiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- diffamierenمعلوم، مصدر، حال
- diffamierendمعلوم، participle، حال
- diffamiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- diffamierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- diffamiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- diffamiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- diffamiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- diffamiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- diffamierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- diffamierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- diffamiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- diffamiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- diffamierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- diffamierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- diffamiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- diffamieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- diffamierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- diffamierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- diffamierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- diffamierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- diffamiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- diffamiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- diffamierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- diffamierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- diffamiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- diffamiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- diffamiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- diffamiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- diffamiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- diffamiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها