فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

امتحان را بر قرار کردن

تأییدنشده

die Prüfung durchführen
عبارت

عبارت

  • امتحان را بر قرار کردناِمتِحان را بَر قَرار کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها