فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مباین بودن

تأییدنشده

diametral entgegengesetzt
عبارت

عبارت

  • مباین بودنمُبایِن بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • متقاطیمُتَقاطیتأییدنشده
  • معارضمِعارِضتأییدنشده
  • کاملا مختلفکامِلاً مُختَلِفتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها