فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اریب

orib

diagonal صفت

صفت

  • اریبoribاُریب(diagonal)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موربمُوَرَبتأییدنشده
  • قطراقُطراًتأییدنشده
  • تراکنج(geometry: joining two nonadjacent vertices)تأییدنشده
  • تراگوشه(geometry: joining two nonadjacent vertices)تأییدنشده

دستور زبانِ diagonal

صفت

تلفظ
[diaɡoˈnaːl]
همهٔ صورت‌ها
  • diagonalصفت مطلق
  • diagonalerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonaleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonaleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • diagonalenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • diagonalemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • diagonalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonalesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • diagonaleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • diagonaleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonaleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonaleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonaleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • diagonalenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • diagonalerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonaleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • diagonalenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • diagonalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • diagonalenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

diagonal von einem Punkt zum anderen

از یک نقطه اریب زدن به

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها