فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چنین

تأییدنشده

čonin[t͡ʃʰo.níːn]

derartig صفت

صفت

  • چنینčonin[t͡ʃʰo.níːn](of the same or similar kind)(used to make a comparison with something implied by context)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اینچنین(so geartet; so beschaffen; solch)تأییدنشده

دستور زبانِ derartig

صفت

تلفظ
[ˈdeːɐ̯ʔaːɐ̯tɪç], [ˈdeːɐ̯ʔaːɐ̯tɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • derartigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • derartigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • derartigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • derartigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • derartigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • derartigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • derartigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • derartigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • derartigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • derartigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • derartigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • derartigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • derartigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Sie fanden keinen derartigen Beweis.

آنها هیچ گونه اثباتی نیافتند.

sie begegneten einem derartigen Widerstand

با چنان مقاومت متوجه شدند که

es war ein derartiges Geschiebe

چنان ازدحامی به راه افتاده بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #969267), cojiluc (fa #9435731), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها