فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

واسرشتن

تأییدنشده

denaturieren فعل

فعل

  • واسرشتن(to subject a protein to conditions altering its original form)تأییدنشده

دستور زبانِ denaturieren

فعل

تلفظ
[denatuˈʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • denaturiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • denaturierenمعلوم، مصدر، حال
  • denaturierendمعلوم، participle، حال
  • denaturiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • denaturierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • denaturiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • denaturiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • denaturiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • denaturiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • denaturierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • denaturierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • denaturiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • denaturiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • denaturierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • denaturierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • denaturiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • denaturieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • denaturierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • denaturierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • denaturierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • denaturierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • denaturiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • denaturiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • denaturierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • denaturierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • denaturiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • denaturiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • denaturiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • denaturiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • denaturiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • denaturiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها