فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نقشه را پیاده کردن

تأییدنشده

den Entwurf ausführen
عبارت

عبارت

  • نقشه را پیاده کردننَقشه را پیاده کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها