از بین بردن
تأییدنشده
az beyn bordan[æz bei̯n boɾˈd̪æn]
demontieren فعل
فعل
- از بین بردنaz beyn bordanاَز بِین بُردَن[æz bei̯n boɾˈd̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بر داشتنبَر داشتَنتأییدنشده
دستور زبانِ demontieren
فعل
- تلفظ
- [demɔnˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- demontiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- demontierenمعلوم، مصدر، حال
- demontierendمعلوم، participle، حال
- demontiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- demontierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- demontiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- demontiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- demontiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- demontiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- demontierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- demontierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- demontiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- demontiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- demontierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- demontierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- demontiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- demontieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- demontierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- demontierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- demontierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- demontierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- demontiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- demontiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- demontierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- demontierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- demontiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- demontiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- demontiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- demontiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- demontiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- demontiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
er demontierte ihn
او گورش را گم کرد
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها