فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تظاهرات کردن

تأییدنشده

demonstrieren فعل

فعل

  • تظاهرات کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تظاهر کردنتَظاهُر کَردَنتأییدنشده
  • اعتراض کردنe'terâz kardanاِعتِراض کَردَن[eʔt̪ʰeˈɾɒːz kʲæɾˈd̪æn](to make a strong objection)تأییدنشده
  • نشان دادنnešân dâdanنِشان دادَن[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ demonstrieren

فعل

تلفظ
[demɔnˈstʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • demonstriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • demonstrierenمعلوم، مصدر، حال
  • demonstrierendمعلوم، participle، حال
  • demonstriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • demonstrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demonstriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demonstriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • demonstriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • demonstriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • demonstrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demonstrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • demonstriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • demonstriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • demonstrierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • demonstrierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • demonstriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • demonstrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • demonstrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • demonstrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • demonstrierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • demonstrierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • demonstriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • demonstriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • demonstrierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • demonstrierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • demonstriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • demonstriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • demonstriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • demonstriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • demonstriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • demonstriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tausende Frauen demonstrierten gegen das Abtreibungsgesetz.

هزاران زن علیه قانون سقط جنین تظاهرات کردند.

sie demonstrieren Einheit

آنها وحدت نشان میدهند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #781860), cojiluc (fa #12574006), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها