فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ویران کردن

تأییدنشده

demolieren فعل

فعل

  • ویران کردنویران کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منهدم کردنمُنهَدِم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ demolieren

فعل

تلفظ
[demoˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • demoliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • demolierenمعلوم، مصدر، حال
  • demolierendمعلوم، participle، حال
  • demoliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • demolierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demoliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demoliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • demoliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • demoliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • demolierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • demolierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • demoliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • demoliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • demolierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • demolierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • demoliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • demolieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • demolierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • demolierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • demolierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • demolierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • demoliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • demoliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • demolierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • demolierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • demoliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • demoliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • demoliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • demoliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • demoliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • demoliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها