فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آرایش دادن

تأییدنشده

dekorieren فعل

فعل

  • آرایش دادنآرایِش دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تزیین کردنتَزیین کَردَنتأییدنشده
  • زینت کردنزینَت کَردَن(to furnish with decorations)تأییدنشده
  • آراستنârâstan[ʔɒː.ɹɒːs.t̪ʰǽn](to furnish with decorations)تأییدنشده

دستور زبانِ dekorieren

فعل

تلفظ
[dekoˈʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dekoriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dekorierendمعلوم، participle، حال
  • dekoriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dekorierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dekoriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dekoriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dekoriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dekoriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dekorierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dekorierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dekoriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dekoriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dekoriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dekorieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dekorierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dekorierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dekoriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dekoriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dekorierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dekorierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dekoriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dekoriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dekoriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dekoriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dekoriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dekoriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها