فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از برای تو

تأییدنشده

deinetwegen قید

قید

  • از برای تواز بَرایِ توتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بخاطر توبِخاطِرِ توتأییدنشده
  • به هوای توبه هَوایِ توتأییدنشده

دستور زبانِ deinetwegen

قید

تلفظ
[ˌdaɪ̯nətˈveːɡn̩], [ˈdaɪ̯nətˌveːɡn̩]

مثال‌ها

Ich komme deinetwegen zurück.

به خاطر تو برمیگردم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9760384), pliiganto (fa #7873190), tatoeba.org
منابع و مجوزها