فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را به خلع درجه محکوم کردن

تأییدنشده

degradieren فعل

فعل

  • کسی را به خلع درجه محکوم کردنکِسی را به خَلعِ دَرَجه مَحکوم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ degradieren

فعل

تلفظ
[deɡʁaˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • degradiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • degradierenمعلوم، مصدر، حال
  • degradierendمعلوم، participle، حال
  • degradiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • degradierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • degradiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • degradiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • degradiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • degradiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • degradierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • degradierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • degradiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • degradiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • degradierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • degradierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • degradiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • degradieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • degradierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • degradierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • degradierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • degradierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • degradiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • degradiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • degradierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • degradierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • degradiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • degradiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • degradiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • degradiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • degradiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • degradiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها