فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توصیف کردن

تأییدنشده

towsif kardan[t̪ʰow.siːf kʰʲæɹ.d̪æn]

definieren فعل

فعل

  • توصیف کردنtowsif kardanتوصیف کَردَن[t̪ʰow.siːf kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توضیح دادنtowzih dâdanتوضیح دادَن[t̪ʰow.ziːʱ d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ definieren

فعل

تلفظ
[defiˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • definiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • definierendمعلوم، participle، حال
  • definiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • definierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • definiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • definiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • definiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • definiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • definierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • definierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • definiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • definiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • definiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • definieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • definierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • definierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • definiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • definiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • definierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • definierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • definiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • definiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • definiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • definiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • definiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • definiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wie definierst du Treue?

وفاداری را چگونه تعریف می‌کنی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1849034), cojiluc (fa #9561011), tatoeba.org
منابع و مجوزها