توصیف کردن
تأییدنشده
towsif kardan[t̪ʰow.siːf kʰʲæɹ.d̪æn]
definieren فعل
فعل
- توصیف کردنtowsif kardanتوصیف کَردَن[t̪ʰow.siːf kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توضیح دادنtowzih dâdanتوضیح دادَن[t̪ʰow.ziːʱ d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ definieren
فعل
- تلفظ
- [defiˈniːʁən]
همهٔ صورتها
- definiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- definierendمعلوم، participle، حال
- definiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- definierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- definiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- definiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- definiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- definiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- definierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- definierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- definiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- definiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- definiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- definieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- definierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- definierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- definiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- definiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- definierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- definierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- definiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- definiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- definiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- definiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- definiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- definiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Wie definierst du Treue?
وفاداری را چگونه تعریف میکنی؟
منابع و ارجاعها
- ۱: al_ex_an_der (de #1849034), cojiluc (fa #9561011), tatoeba.org
منابع و مجوزها