فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خراب

xarâb[xæ.ɹɒ́ːb̥]

defekt صفت

صفت

  • خرابxarâbخَراب[xæ.ɹɒ́ːb̥](not working properly)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • معیوبمَعیوبتأییدنشده
  • ناقصnâġesناقِص[nɒː.ʁes]تأییدنشده

دستور زبانِ defekt

صفت

تلفظ
[deˈfɛkt]
همهٔ صورت‌ها
  • defekterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defektesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • defektenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defektenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • defektemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defektemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • defektenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defektesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • defekteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • defekteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defekteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defekteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • defektenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defekteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defekteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • defektenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • defekterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • defekteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • defektesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • defektenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • defektenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defektenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • defektenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defekteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • defektesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • defektenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Selbst eine defekte Uhr zeigt zweimal täglich die korrekte Zeit an.

حتی یک ساعت خراب دو بار در روز زمان را درست نشان می‌دهد.

Dieses Radio ist defekt.

این رادیو کار نمی کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #8752819), cojiluc (fa #10744843), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1605583), Eldad (fa #613648), tatoeba.org
منابع و مجوزها