رفتن به محتواکشف رمز کردن
تأییدنشده
dechiffrieren فعل
فعل
- کشف رمز کردنکَشفِ رَمز کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ dechiffrieren
فعل
- تلفظ
- [deʃɪˈfʁiːʁən]
همهٔ صورتها
- dechiffriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- dechiffrierenمعلوم، مصدر، حال
- dechiffrierendمعلوم، participle، حال
- dechiffriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- dechiffrierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dechiffriereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dechiffriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- dechiffriereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- dechiffriereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dechiffrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- dechiffrierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dechiffriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- dechiffriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dechiffrierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- dechiffrierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- dechiffriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- dechiffrieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- dechiffrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- dechiffrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dechiffrierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- dechiffrierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dechiffriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- dechiffriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dechiffrierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- dechiffrierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- dechiffriertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- dechiffriertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- dechiffriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- dechiffriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- dechiffriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- dechiffriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها