فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشف رمز کردن

تأییدنشده

dechiffrieren فعل

فعل

  • کشف رمز کردنکَشفِ رَمز کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ dechiffrieren

فعل

تلفظ
[deʃɪˈfʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dechiffriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dechiffrierenمعلوم، مصدر، حال
  • dechiffrierendمعلوم، participle، حال
  • dechiffriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dechiffrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dechiffriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dechiffriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dechiffriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dechiffriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dechiffrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dechiffrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dechiffriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dechiffriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dechiffrierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dechiffrierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dechiffriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dechiffrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dechiffrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dechiffrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dechiffrierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dechiffrierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dechiffriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dechiffriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dechiffrierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dechiffrierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dechiffriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dechiffriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dechiffriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dechiffriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dechiffriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dechiffriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها