فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سر رسیدن

تأییدنشده

dazukommen فعل

فعل

  • سر رسیدنسَر رِسیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شرکت کردنšerkat kardanشِرکَت کَردَن[ʃeɹ.kʰʲǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • همراه شدنهَمراه شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ dazukommen

فعل

تلفظ
[daˈt͡suːˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • dazugekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dazuzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • dazukommendمعلوم، participle، حال
  • dazugekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komm dazuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme dazuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt dazuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme dazuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme dazuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dazukommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • dazukommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest dazuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dazukommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • dazukommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme dazuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dazukommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dazukommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen dazuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen dazuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kommt dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet dazuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dazukommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • dazukommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen dazuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kam dazuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme dazuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dazukamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • dazukämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dazukamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • dazukämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dazukämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dazukamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dazukämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen dazuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen dazuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dazukamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • dazukämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dazukamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • dazukämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dazukämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen dazuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen dazuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dazukamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dazukämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها