فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکنبارگی کردن

تأییدنشده

das Essen reinhauen
عبارت

عبارت

  • شکنبارگی کردنشِکَنبارِگی کَردَن(vulg.)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها