فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اصرار کردن که

تأییدنشده

darauf bestehen
عبارت

عبارت

  • اصرار کردن کهاِصرار کَردَن کهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سم پائی کردنسُم پائی کَردَنتأییدنشده
  • قائل بودن به اینکهقائِل بودَن به اینکهتأییدنشده
  • پا پی کسی شدنپا پِیِ کِسی شُدَنتأییدنشده
  • پیله کردنپیله کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها