فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخار دادن

تأییدنشده

dampfen فعل

فعل

  • بخار دادنبُخار دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ dampfen

فعل

تلفظ
[ˈdamp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gedampftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dampfenمعلوم، مصدر، حال
  • dampfendمعلوم، participle، حال
  • gedampftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dampfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dampfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dampftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dampfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dampfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dampfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dampfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dampftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dampfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dampfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dampfenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dampftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dampfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dampfenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dampfenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dampfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dampfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dampftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dampftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dampfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dampfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dampftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dampftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dampftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dampftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dampftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dampftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها