فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آشکار کردن

تأییدنشده

âškâr kardan

dabei sein فعل

فعل

  • آشکار کردنâškâr kardanآشکار کَردَن(expose something previously covered)تأییدنشده

عبارت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در جائی حضور داشتندَر جائی حُضور داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ dabei sein

عبارت

فعل

تلفظ
[daˈbaɪ̯ˈzaɪ̯n]
همهٔ صورت‌ها
  • dabei gewesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dabei seiendمعلوم، participle، حال
  • dabei gewesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sei dabeiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seid dabeiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bin dabeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sei dabeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dabei binمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • dabei seiمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bist dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seiest dabeiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • seist dabeiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dabei bistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • dabei seiestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dabei seistمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ist dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sei dabeiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dabei istمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dabei seiمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sind dabeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • seien dabeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dabei sindمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • dabei seienمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • seid dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • seiet dabeiمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dabei seidمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • dabei seietمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sind dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • seien dabeiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dabei sindمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dabei seienمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • war dabeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wäre dabeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dabei warمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • dabei wäreمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warst dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wärest dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wärst dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dabei warstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • dabei wärestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dabei wärstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • war dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wäre dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dabei warمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dabei wäreمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • waren dabeiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wären dabeiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dabei warenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • dabei wärenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wart dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wäret dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wärt dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dabei wartمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • dabei wäretمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dabei wärtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • waren dabeiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wären dabeiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dabei warenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dabei wärenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dabei zu seinمعلوم، extended، مصدر

مثال‌ها

Ich habe keine Angst vor dem Tod. Ich möchte nur nicht dabei sein, wenn's passiert.

من هیچ ترسی از مرگ ندارم. فقط دوست دارم وقتی رخ می‌دهد آنجا نباشم.

Ich kann nicht bei dem Fest dabei sein, aber ich danke Ihnen, dass Sie mich eingeladen haben.

من نمی‌توانم در جشن شرکت کنم اما از شما برای دعوت کردنم ممنونم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sprich nicht darüber, wenn meine Mutter dabei ist.

جلوی مادرم درباره ش صحبت نکن

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich bin dabei, zu schreiben

من دارم می نویسم

sind dabei, gedruckt zu werden

در دست چاپ است

die Industrie ist dabei, Profit abzuwerfen

صنعت به مرحلهٔ بهره برداری رسید

ich war dabei, zu schreiben

من داشتم می نوشتم

die Industrie ist dabei, Gewinn zu erzielen

صنعت به مرحلهٔ بهره برداری رسید

er war dabei, das Brot zu zerkrümeln

او مشغول ریز کردن تکهٔ نان شد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2226059), cojiluc (fa #10765111), tatoeba.org
  2. ۲: kolonjano (de #663149), cojiluc (fa #9995748), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #718198), ismaximum (fa #2163072), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها