فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دم کردن

تأییدنشده

dünsten فعل

فعل

  • دم کردندَم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ dünsten

فعل

تلفظ
[ˈdʏnstn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gedünstetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dünstenمعلوم، مصدر، حال
  • dünstendمعلوم، participle، حال
  • gedünstetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dünsteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünstمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünstetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dünsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dünsteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dünstestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dünstestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dünstetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dünsteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dünstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dünstenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dünstetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dünstetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dünstenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dünstenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dünsteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dünsteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dünstetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dünstetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dünsteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dünsteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dünstetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dünstetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dünstetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dünstetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dünstetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dünstetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها