فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نیمه خواب بودن

تأییدنشده

dösen فعل

فعل

  • نیمه خواب بودننیمه خواب بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پینکی زدنپینَکی زَدَنتأییدنشده
  • چرت زدنčort zadanچُرت زَدَن[t͡ʃʰóɹt̪ʰ zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ dösen

فعل

تلفظ
[ˈdøːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gedöstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dösendمعلوم، participle، حال
  • gedöstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dösمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • döseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • döstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • döseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • döseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • döstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dösestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • döstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • döseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • döstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dösetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dösteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dösteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • döstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • döstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dösteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dösteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • döstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • döstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • döstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • döstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • döstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • döstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها