رفتن به محتوابا بخار اتو زدن
تأییدنشده
dämpfen فعل
فعل
- با بخار اتو زدنبا بُخارِ اُتو زَدَن(beim Bügeln)تأییدنشده
دستور زبانِ dämpfen
فعل
- تلفظ
- [ˈdɛmp͡fn̩]
همهٔ صورتها
- gedämpftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- dämpfenمعلوم، مصدر، حال
- dämpfendمعلوم، participle، حال
- gedämpftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- dämpfمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dämpfeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dämpftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- dämpfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- dämpfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dämpfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- dämpfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dämpftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- dämpfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dämpfenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- dämpfenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- dämpftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- dämpfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- dämpfenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- dämpfenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dämpfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- dämpfteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dämpftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- dämpftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dämpfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- dämpfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- dämpftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- dämpftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- dämpftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- dämpftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- dämpftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- dämpftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها