فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گائیدن

تأییدنشده

gâ'idan[ɡ̥ɒː.jiː.d̪ǽn]

bumsen فعل

فعل

  • گائیدنgâ'idan[ɡ̥ɒː.jiː.d̪ǽn](to have sexual intercourse—obscene or vulgar)تأییدنشده

دستور زبانِ bumsen

فعل

تلفظ
[ˈbʊmzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebumstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bumsenمعلوم، مصدر، حال
  • bumsendمعلوم، participle، حال
  • gebumstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bumsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bumseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bumstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bumseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bumseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bumstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bumsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bumstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bumseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bumsenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bumsenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bumstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bumsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bumsenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bumsenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bumsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bumsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bumstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bumstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bumsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bumsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bumstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bumstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bumstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bumstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bumstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bumstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها