فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرسه زدن

تأییدنشده

bummeln فعل

فعل

  • پرسه زدنپَرسه زَدَن(to move without purpose or specified destination; often in search of livelihood)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ولگردی کردنوِلگَردی کَردَنتأییدنشده
  • سیر کردنسیر کَردَن(stroll or walk at a leisurely pace)تأییدنشده

دستور زبانِ bummeln

فعل

تلفظ
[ˈbʊml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gebummeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bummelndمعلوم، participle، حال
  • gebummeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bummleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bummelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bummeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bummeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bummleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bummelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bummeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bummeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bummleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bummelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bummelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bummlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bummeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bummeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bummleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bummeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bummeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bummletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bummelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bummelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bummeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bummeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bummelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bummelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bummeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bummeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bummeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bummeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bummeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bummeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها