رفتن به محتواقارت و قورت کردن
تأییدنشده
brummen فعل
فعل
- قارت و قورت کردنقارت و قورت کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زمزمه کردنzamzame kardanزَمزَمه کَردَن(hum)(to speak or make low, indistinguishable noise; to mumble)تأییدنشده
دستور زبانِ brummen
فعل
- تلفظ
- [ˈbʁʊmən]
همهٔ صورتها
- gebrummtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- brummendمعلوم، participle، حال
- gebrummtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- brummمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brummeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brummtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- brummمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- brummeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- brummeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brummstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- brummestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brummtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- brummeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- brummtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- brummetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- brummteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- brummteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- brummtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- brummtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- brummteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- brummteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- brummtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- brummtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- brummtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- brummtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- brummtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- brummtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
mir brummt der Kopf
سرم صدا می کند
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها