فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جوش و خروش کردن

تأییدنشده

brodeln فعل

فعل

  • جوش و خروش کردنجوش و خُروش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غلغل زدنغُلغُل زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ brodeln

فعل

تلفظ
[ˈbʁoːdl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gebrodeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • brodelndمعلوم، participle، حال
  • gebrodeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • brodleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brodelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brodeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brodeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brodleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brodelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brodeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brodeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brodleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brodelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brodelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brodlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brodeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • brodeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • brodleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • brodeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brodeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • brodletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • brodelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • brodelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brodeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • brodeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brodelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • brodelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • brodeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • brodeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • brodeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • brodeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • brodeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • brodeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها