رفتن به محتواجوش و خروش کردن
تأییدنشده
brodeln فعل
فعل
- جوش و خروش کردنجوش و خُروش کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- غلغل زدنغُلغُل زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ brodeln
فعل
- تلفظ
- [ˈbʁoːdl̩n]
همهٔ صورتها
- gebrodeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- brodelndمعلوم، participle، حال
- gebrodeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- brodleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brodelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brodeleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brodeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- brodleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- brodelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- brodeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- brodeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brodleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brodelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- brodelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brodlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- brodeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- brodeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- brodleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- brodeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- brodeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- brodletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- brodelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- brodelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- brodeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- brodeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- brodelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- brodelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- brodeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- brodeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- brodeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- brodeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- brodeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- brodeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها