فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عریض

ariz[ʔæ.ɹíːz]

breit صفت

صفت

  • عریضarizعَریض[ʔæ.ɹíːz]
  • پهنpahnپَهن[pʰæɦn](having a large physical extent from side to side)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وسیعvasi'وَسیع[væ.siːʔ](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده
  • نشئهnaš'e[næʃ.ʔe](high on drugs)تأییدنشده
  • گستردهgostardeگُستَرده[ɡ̥os.t̪ʰæɹ.d̪e](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده
  • فراخfarâxفَراخ[fæ.ɹɒ́ːx](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده

دستور زبانِ breit

صفت

تلفظ
[bʁaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • breiterصفت تفضیلی
  • am breitestenصفت عالی
  • breiterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breitesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • breitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • breitemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breitemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • breitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breitesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • breiteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • breiteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breiteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • breitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breiteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • breitenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • breiterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • breiteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • breitesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • breitenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • breitenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breitenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • breitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • breitesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • breitenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • breitererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • breitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • breiteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • breitereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • breitererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • breitererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • breiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • breitererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • breiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • breiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • breitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • breiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • breitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • breitereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • breitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • breitereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • breiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • breitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • breitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • breiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • breitererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • breitereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • breiteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • breiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • breiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • breitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • breiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • breiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • breitesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • breitesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • breitesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • breitesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • breitestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • breitestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • breitestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • breitestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • breitestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese Gasse ist nicht breit.

این کوچه پهن نیست.

Eine breite Stirn ist ein Zeichen für eine breite Intelligenz.

یک پیشانی فراخ، نشانه‌ای از هوش سرشار است.

Die Werft ist zwei Kilometer lang und neunhundert Meter breit.

کارخانه کشتی سازی دو کیلومتر طول و نهصد متر عرض دارد.

der Geruch des Todes machte sich breit

بوی الرحمن کسی بلند شد

er zeigte mir sein breites Lachen

لبخند پت و پهنش را تو صورتم ول کرد

er erzählt lang und breit

او شاخ و برگ حرف می زند

er trug ein breites Grinsen

خنده توی صورتش ولو بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: felix63 (de #9666256), cojiluc (fa #11146059), tatoeba.org
  2. ۲: kolonjano (de #1296179), cojiluc (fa #12612938), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #4394094), cojiluc (fa #12216884), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها