فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوب

تأییدنشده

xub[xuːb̥]

brav صفت

صفت

  • خوبxub[xuːb̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درستکارdorost-kârدُرُستکار[d̪o.ɹost̪ʰ.kʰɒ́ːɹ]تأییدنشده
  • صالحsâlehصالِح[sɒː.léʱ]تأییدنشده
  • نیکوکارتأییدنشده
  • پارساpârsâ[pʰɒːɹ.sɒ́ː]تأییدنشده
  • خوش اخلاقخوش اَخلاقتأییدنشده

دستور زبانِ brav

صفت

تلفظ
[bʁaːf]
همهٔ صورت‌ها
  • braverصفت تفضیلی
  • am bravstenصفت عالی
  • braverمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braveمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bravesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braveحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bravenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braverمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bravenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braverحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bravemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braverحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bravemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bravenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bravesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • braveحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • braveمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • braveمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • braveخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bravenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • braveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • braveحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bravenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • braverمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • braveمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bravesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bravenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bravenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bravenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bravenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • braveحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bravesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bravenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bravererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bravereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • braveresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • bravereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bravererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bravererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • braveremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bravererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • braveremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • braverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • bravereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • braveresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • bravereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • bravereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bravereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • bravereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • braverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • bravereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • bravereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • braverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • bravererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • bravereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • braveresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • braverenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • braverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • bravereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • braveresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • braverenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • bravsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • bravsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • bravsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bravsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bravstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • bravstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • bravstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • bravstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • bravstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Der brave Mann denkt an sich selbst zuletzt.

یک مرد خوب آخر از همه به خودش فکر می‌کند.

Braves Kätzchen!

گربه خوب

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1206378), cojiluc (fa #7265171), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #6108459), Hussein64 (fa #5360384), tatoeba.org
منابع و مجوزها