فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ویجیدن

تأییدنشده

braten فعل

فعل

  • ویجیدن(to cook (something) in hot fat or oil)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرخ کردنسُرخ کَردَنتأییدنشده
  • برشتنbereštanبِرِشتَن[be.ɹeʃ.t̪ʰæn](to cook food by heating in an oven or fire)تأییدنشده
  • کباب کردنکَباب کَردَن(to cook food by heating in an oven or fire)تأییدنشده
  • برشته کردنبِرِشته کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ braten

فعل

تلفظ
[ˈbʁaːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebratenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bratendمعلوم، participle، حال
  • gebratenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bratمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brateمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bratetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brateمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brätstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bratestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brätمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • brateمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bratetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bratetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • brietمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • brieteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brietestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • brietstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • brietestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • brieteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • brietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • brietenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • brietetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • brietetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • brietenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • brietenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

das Fleisch braten, bis es fertig ist

گوشت را سرخ کردن و بگذارید جا بیفتد

منابع و ارجاع‌ها