فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انگ زدن

تأییدنشده

brandmarken فعل

فعل

  • انگ زدن(to characterize as disgraceful or ignominious)تأییدنشده

دستور زبانِ brandmarken

فعل

تلفظ
[ˈbʁantˌmaʁkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebrandmarktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • brandmarkendمعلوم، participle، حال
  • gebrandmarktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • brandmarkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandmarkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandmarktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brandmarkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brandmarkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brandmarkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandmarkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brandmarktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • brandmarkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • brandmarktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brandmarketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • brandmarkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • brandmarkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brandmarktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • brandmarktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brandmarkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • brandmarkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • brandmarktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • brandmarktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • brandmarktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • brandmarktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • brandmarktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • brandmarktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. als Dieb brandmarken

کسی را دزد نشان دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها