فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلاطم کردن

تأییدنشده

branden فعل

فعل

  • تلاطم کردنتَلاطُم کَردَن(der Wellen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موج زدنموج زَدَن(der Wellen)تأییدنشده

دستور زبانِ branden

فعل

تلفظ
[ˈbʁandn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebrandetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • brandendمعلوم، participle، حال
  • gebrandetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • brandeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brandeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • brandeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brandestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • brandestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • brandetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • brandeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • brandetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • brandetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • brandeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • brandeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brandetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • brandetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • brandeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • brandeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • brandetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • brandetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • brandetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • brandetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • brandetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • brandetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها