فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحریم کردن

تأییدنشده

boykottieren فعل

فعل

  • تحریم کردن(to abstain from dealing with a person or organisation as a protest)تأییدنشده

دستور زبانِ boykottieren

فعل

تلفظ
[ˌbɔɪ̯kɔˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • boykottiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • boykottierendمعلوم، participle، حال
  • boykottiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • boykottierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boykottiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boykottiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • boykottiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • boykottiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • boykottierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boykottierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • boykottiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • boykottiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • boykottiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • boykottieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • boykottierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • boykottierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • boykottiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • boykottiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • boykottierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • boykottierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • boykottiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • boykottiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • boykottiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • boykottiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • boykottiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • boykottiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها