رفتن به محتواتحریم کردن
تأییدنشده
boykottieren فعل
فعل
- تحریم کردن(to abstain from dealing with a person or organisation as a protest)تأییدنشده
دستور زبانِ boykottieren
فعل
- تلفظ
- [ˌbɔɪ̯kɔˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- boykottiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- boykottierendمعلوم، participle، حال
- boykottiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- boykottierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- boykottiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- boykottiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- boykottiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- boykottiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- boykottierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- boykottierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- boykottiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- boykottiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- boykottiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- boykottieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- boykottierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- boykottierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- boykottiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- boykottiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- boykottierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- boykottierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- boykottiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- boykottiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- boykottiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- boykottiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- boykottiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- boykottiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها