فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بوکس زدن

تأییدنشده

boxen فعل

فعل

  • بوکس زدن(to strike with the fists)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بوکس کردنبوکس کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ boxen

فعل

تلفظ
[ˈbɔksn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geboxtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • boxendمعلوم، participle، حال
  • geboxtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • boxمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boxeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boxtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • boxeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • boxeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • boxtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • boxestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • boxtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • boxeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • boxtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • boxetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • boxteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • boxteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • boxtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • boxtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • boxteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • boxteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • boxtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • boxtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • boxtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • boxtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • boxtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • boxtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ich boxte mich durch die Menge

از لای مردم گذشتم به ضرب آرنج

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها