واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

کم خون

تأییدنشده

blutarm
صفت برتر:
blutärmer
صفت برترین:
am blutärmsten
صفت

صفت

  • کم خونکَم خونتأییدنشده

دستور زبان blutarm

صفت

خوانش
[ˈbluːtˌʔaʁm], [ˌbluːtˈʔaʁm]
همهٔ ریخت‌ها
  • blutarmصفت ساده
  • blutärmerصفت برتر
  • am blutärmstenصفت برترین
  • blutarmerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • blutarmenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • blutarmemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • blutarmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • blutarmeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • blutarmeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • blutarmenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • blutarmerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • blutarmenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • blutarmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • blutarmesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • blutarmenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • blutärmererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • blutärmererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • blutärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • blutärmererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • blutärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • blutärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • blutärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • blutärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • blutärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • blutärmereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • blutärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • blutärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • blutärmererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • blutärmereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • blutärmeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • blutärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • blutärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • blutärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • blutärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • blutärmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • blutärmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • blutärmsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • blutärmstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • blutärmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

    منبع‌ها و پروانه‌ها