فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توپ زدن

تأییدنشده

bluffen فعل

فعل

  • توپ زدن(to make a bluff)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لافیدنlâfidan(to make a bluff)تأییدنشده

دستور زبانِ bluffen

فعل

تلفظ
[ˈblœfn̩], [ˈblʊfn̩], [ˈblafn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geblufftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bluffenمعلوم، مصدر، حال
  • bluffendمعلوم، participle، حال
  • geblufftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bluffمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bluffeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blufftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bluffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bluffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bluffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bluffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blufftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bluffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bluffenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bluffenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • blufftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bluffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bluffenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bluffenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bluffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bluffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • blufftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • blufftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bluffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bluffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • blufftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blufftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • blufftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blufftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • blufftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blufftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها