فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با زرق و برق

تأییدنشده

blitzblank صفت

صفت

  • با زرق و برقبا زَرق و بَرقتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صاف و براقصاف و بَراقتأییدنشده

دستور زبانِ blitzblank

صفت

تلفظ
[ˌblɪt͡sˈblaŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • blitzblankصفت مطلق
  • blitzblankerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • blitzblankenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • blitzblankemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • blitzblankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • blitzblankeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • blitzblankeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • blitzblankenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • blitzblankerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • blitzblankenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • blitzblankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • blitzblankenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

das Zimmer ist blitzblank

اتاق شسته و رفته است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها