رفتن به محتواچراغ راهنما زدن
تأییدنشده
blinken فعل
فعل
- چراغ راهنما زدنچِراغِ راهنَما زَدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چشمک زدن(to send a signal with a lighting device)تأییدنشده
دستور زبانِ blinken
فعل
- تلفظ
- [ˈblɪŋkn̩]
همهٔ صورتها
- geblinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- blinkendمعلوم، participle، حال
- geblinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- blinkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blinkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- blinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- blinkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- blinkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- blinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- blinkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- blinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- blinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- blinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- blinketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- blinkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- blinkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- blinktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- blinktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- blinkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- blinkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- blinktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- blinktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- blinktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- blinktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- blinktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- blinktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها