فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چراغ راهنما زدن

تأییدنشده

blinken فعل

فعل

  • چراغ راهنما زدنچِراغِ راهنَما زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چشمک زدن(to send a signal with a lighting device)تأییدنشده

دستور زبانِ blinken

فعل

تلفظ
[ˈblɪŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geblinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • blinkendمعلوم، participle، حال
  • geblinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • blinkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blinkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • blinkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blinkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • blinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blinketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • blinkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • blinkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • blinktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • blinktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • blinkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • blinkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • blinktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blinktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • blinktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blinktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • blinktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blinktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها