فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پسند کردن

تأییدنشده

billigen فعل

فعل

  • پسند کردنپَسَند کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تصویب کردنتَصویب کَردَن(to sanction officially; to ratify; to confirm; as, to approve the decision of a court-martial)تأییدنشده

دستور زبانِ billigen

فعل

تلفظ
[ˈbɪlɪɡn̩], [ˈbɪlɪɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gebilligtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • billigendمعلوم، participle، حال
  • gebilligtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • billigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • billigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • billigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • billigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • billigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • billigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • billigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • billigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • billigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • billigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • billigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • billigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • billigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • billigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • billigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • billigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • billigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • billigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • billigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • billigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • billigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • billigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • billigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها