فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منقوش کردن

تأییدنشده

bildlich darstellen عبارت

عبارت

  • منقوش کردنمَنقوش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bildlich darstellen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها