فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شماره گذاری کردن

تأییدنشده

beziffern فعل

فعل

  • شماره گذاری کردنشُماره گُذاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ beziffern

فعل

تلفظ
[bəˈt͡sɪfɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • beziffertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bezifferndمعلوم، participle، حال
  • beziffertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bezifferمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beziffereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beziffreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beziffertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bezifferمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beziffereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beziffreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • beziffereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beziffreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezifferstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezifferstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beziffrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezifferestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beziffertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beziffereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beziffreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beziffrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bezifferenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beziffertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beziffertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beziffretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bezifferetمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beziffrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezifferenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezifferteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bezifferteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beziffertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beziffertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bezifferteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bezifferteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beziffertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beziffertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beziffertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beziffertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beziffertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beziffertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beziffertparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
منابع و ارجاع‌ها