فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جادو کردن

تأییدنشده

bezaubern فعل

فعل

  • جادو کردنجادو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bezaubern

فعل

تلفظ
[bəˈt͡saʊ̯bɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • bezaubertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bezaubernمعلوم، مصدر، حال
  • bezauberndمعلوم، participle، حال
  • bezaubertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bezauberمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezaubereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezaubreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezaubertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bezauberمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bezaubereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bezaubreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bezaubereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezaubreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezauberstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bezauberstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bezaubertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bezaubereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezaubreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezaubernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bezaubernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bezaubertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bezaubertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bezaubernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bezaubernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bezauberteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bezauberteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bezaubertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bezaubertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bezauberteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bezauberteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bezaubertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bezaubertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bezaubertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bezaubertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bezaubertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bezaubertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها