فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیهوش

bi-huš[biː.ɦuːʃ]

bewusstlos صفت

صفت

  • بیهوشbi-huš[biː.ɦuːʃ](unconscious)
  • مدهوشmadhušمَدهوش[mæd̪.húːʃ](unconscious)

دستور زبانِ bewusstlos

صفت

تلفظ
[bəˈvʊstloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • bewusstloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewusstlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewusstlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewusstlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • bewusstloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • bewusstloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • bewusstlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • bewusstloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • bewusstlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • bewusstlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • bewusstlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wie lange bin ich bewusstlos gewesen?

چه مدت من بیهوش بوده ام؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #7281285), AsliAbbasi (fa #6901268), tatoeba.org
منابع و مجوزها