فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحسین کردن

تأییدنشده

bewundern فعل

فعل

  • تحسین کردنتَحسین کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شگفت کردن ازشِگِفت کَردَن ازتأییدنشده

دستور زبانِ bewundern

فعل

تلفظ
[bəˈvʊndɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • bewundertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bewundernمعلوم، مصدر، حال
  • bewunderndمعلوم، participle، حال
  • bewundertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bewunderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewundereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewundreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewundertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewunderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewundereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewundreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • bewundereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewundreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewunderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bewunderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bewundertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bewundereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewundreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewundernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • bewundernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bewundertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bewundertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bewundernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bewundernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bewunderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bewunderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewundertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bewundertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bewunderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bewunderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewundertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bewundertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bewundertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bewundertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bewundertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bewundertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bewunderestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • bewunderetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • bewundrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • bewundretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

Eine Lösung habe ich nicht, aber ich bewundere das Problem.

من راه حلی ندارم، اما مسأله را تحسین می‌کنم.

Die Menschen, die die Schweiz besuchen, bewundern die Alpen.

افرادی که سوئیس بازدید می‌کنند، آلپ را تحسین می‌کنند.

Bewundern, lieben, anerkennen; wer das nicht kann, ist arm zu nennen.

کسی که قادر به تحسین کردن، دوست داشتن و قدرشناسی کردن نباشد را باید مسکین نامید.

Welche Eigenschaften bewundern Sie am meisten an Tom?

بیشتر چه خصوصیاتی از تام را تحسین می‌کنی.

Ich bewundere Ihren Geist.

من روحتان را تحسین می‌کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich bewundere ihn

با دیده احترام باو می نگرم

Ich bewundere Ihren Geist.

من روحت را تحسین می‌کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Alle bewunderten seinen Mut.

همه شجاعت او را تحسین کردند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bewundere Ihren Mut.

من شجاعت شما را تحسین می کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1915251), cojiluc (fa #6981160), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4808649), cojiluc (fa #6981159), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1309513), cojiluc (fa #12164998), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #6615679), cojiluc (fa #6981158), tatoeba.org
  5. ۵: Rovo (de #11047501), janTuki (fa #11047757), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Rovo (de #11047501), janTuki (fa #11047756), tatoeba.org
  8. ۸: MUIRIEL (de #139118), manelie (fa #12881830), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #1675353), manelie (fa #12881810), tatoeba.org
منابع و مجوزها